|
|
|
/
/
|
|
|
|
|
شماره های پیشین:
پنجشنبه, 20 اسفند 1388 - شماره 1258 - صفحه 12
نسخه PDF
عناوین اخبار
عناوین اخبار
|
|
|
||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
شناسنامه اعتدال:
عالم بي نشان
شأن نزول آيت الکرسي
فردا در گذر تاريخ
| جابجایی پنل | لینک خبر |
|
برش مطبوعاتی |
|
اندازه فونت |
|
نسخه متنی |
|
پرینت |
|
شناسنامه اعتدال:
صاحب امتياز و مديرمسئول:
رضا صابري خورزوزقي
نشاني: تهران- نارمك - ميدان هلال احمر - خيابان گلستان - پائينتر از پاركفدك - جنب داروخانه شهريار - پلاك 92 واحد 3
تلفن و دورنگار: 77695154 و 77848189
پست الكترونيك: info@etedaldaily.ir
سايت اينترنت: etedaldaily.ir
ليتوگرافي 1- 66904180
چاپخانه: سه راه آذر- ابتداي خيابان قزوين - چاپخانه آسيا - 66660594
اين روزنامه به هيچيك از شخصيتهاي سياسي ؛ اجتماعي و فرهنگي و نيز احزاب و جناحها مؤسسات وابسته نيست و تحت مديريت مستقل صاحب امتياز اداره ميشود
عالم بي نشان
به مناسبت بيستمين سالروز درگذشت آيت ا... ميرزا جوادآقا تهراني
سيماي معرفت
مرحوم آيت ا... ميرزا جواد آقا تهراني، انساني وارسته، با کوهي از معرفت و دانش بود. اندام نحيف و قامت بلندش را گذر روزگار کماني کرده بود. رخسار گيرايش را هاله اي از روحانيت فراگرفته و در چهره آرامش، وقار به خوبي نمايان بود. چشمان پرفروغش از پس ابروان سياه وانبوهش چون آتش زبانه مي کشيد و نگاه نافذش، پيکان محبتي آميخته با هيبت و شکوه بر دل بيننده مي نشاند. در سراسر عمرش لباس هايش به غايت ساده و همواره پاکيزه و تميز بود.
ولادت
عالم مجاهد، فقيه پرهيزکار و عبد صالح خدا مرحوم آيت ا... ميرزا جواد آقا تهراني در سال 1283 هجري شمسي در خانواده اي اصيل و مذهبي در تهران به دنيا آمد. پدر بزرگوارش مرحوم حاج محمد تقي و برادرش مرحوم حاج آقا رضا شاهپوري، هر دو از تاجران پرهيزکار و مورد اعتماد بازاريان بودند. برادر بزرگوارش حاج آقا رضا به انتخاب مرحوم آيت ا... العظمي بروجردي، تا آخر عمر در سمت سرپرستي مسجد اعظم قم تلاشي مخلصانه و موفق داشت.
تحصيلات و هجرت
مرحوم ميرزا جواد آقا تهراني، براي فراگيري علوم ديني، از تهران راهي قم شد. وي پس از چند سال که مقدمات و بخشي از سطوح را در حوزه علميه قم فرا گرفت، رهسپار نجف اشرف گرديد. او در مدت اقامت دو ساله خود در نجف، از محضر استاداني همچون آيت ا... حاج شيخ مرتضي طالقاني، آيت ا... سيد شهاب الدين مرعشي نجفي و آيت ا... حاج شيخ محمد تقي آملي بهره هاي علمي و اخلاقي فراواني برد. او بر خلاف اينکه تصميم داشت در نجف بماند و تحصيلاتش را ادامه دهد، با رسيدن نامه اي از مادر بزرگوارش که وي را به تهران فرا مي خواند، به تهران بازگشت. ايشان تحصيل را واجب و اطاعت امر مادر را ضروري تر مي دانست.
بازگشت از نجف
ميرزا جواد آقا تهراني، بعد از اينکه به درخواست مادرش از نجف به تهران عزيمت کرد، رهسپار مشهد مقدس شد. وي پس از پايان تحصيل سطح در محضر مرحوم آيت ا... حاج شيخ هاشم قزويني، در حوزه درس خارج فقه و اصول و معارف مرحوم آيت ا... العظمي غروي اصفهاني حاضر شد و نزديک ده سال از محضر وي مباني اصولي مرحوم آيت ا... ميرزاي ناييني، و فقه ومعارف اهل بيت عليهم السلام را فرا گرفت.
استادان
آيت ا... ميرزا جوادآقا تهراني، همواره در پي کسب دانش و معارف اهل بيت عليهم السلام بود و از هيچ کوششي در اين راه فروگذار نمي کرد. او از محضر بزرگاني چون آيت ا... سيد شهاب الدين مرعشي نجفي، آيت ا... حاج شيخ مرتضي طالقاني، آيت ا... حاج شيخ محمد تقي آملي، آيت ا... حاج شيخ هاشم قزويني و آيت ا... ميرزا مهدي غروي اصفهاني استفاده کرد و از گوهر علم و کمالات آنها بهره جست. آيت ا... ميرزا جواد آقا، از لحاظ مشي علمي و سلوک معنوي، بسيار تحت تأثير آيت ا... ميرزا مهدي غروي اصفهاني بود و يکي از ارکان مکتب او به شمار مي آمد.
پيرو مکتب استاد
مرحوم آيت ا... ميرزا مهدي غروي اصفهاني، در حوزه علميه مشهد از جمله استادان ميرزا جواد آقا بود و ميرزا نيز مانند استاد خويش، به "مکتب تفکيک" يعني تحصيل در دو حوزه معارف عقلي و الهي گرايش داشت. ايشان کاملاً از اين مکتب تأثير پذيرفته بود و بعد از رحلت استاد، مروج و مدرس اين مکتب شد و راه استاد را پي گرفت. ايشان معتقد بودند که انسان براي رسيدن به حقيقت، به ناچار بايد به معرفت خالص و ناب و وحياني روي آورد. از اين رو براي رسيدن بدين مقصود، چاره اي جز تفکيک و جداسازي ميان معارف نيست تا از اين راه از خطر انحراف مصون ماند. اين مکتب با چنين روش وحي مدارانه، سعي در پرورش عقلي و فکري شاگردان خود دارد.
بر کرسي تدريس
مرحوم آيت ا... ميرزا جواد آقاتهراني، پس از رسيدن به درجات عالي علوم متعارف حوزه و کسب کمالات معنوي و اخلاقي از محضر اساتيد خويش، خود نيز به تدريس پرداخت. وي سعي مي کرد موضوعاتي را براي تدريس انتخاب کند که مورد نياز جامعه و به صلاح مسلمانان و طلاب باشد. او ساليان دراز به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و معارف را بر اساس آموخته هاي مکتب استاد مرحومش، ميرزاي غروي تدريس مي کرد. ميرزا جوادآقا به درخواست طلاب، چند دوره به تدريس شرح منظومه سبزواري پرداخت. سپس بنا به اقتضاي مصلحت، به تفسير قرآن همت گماشت.
خاطراتي از آيت الله ميرزا جواد آقا تهراني
رعايت حال خانواده
ميرزا جواد آقا تهراني در يکي از شبها، ديروقت به منزل مي آيند، در منزل که مي رسند، متوجه مي شوند کليد منزل همراهشان نيست، به خاطر رعايت حال خانواده شان که در خواب هستند، از در زدن خودداري کرده و با توجه به اين که هوا هم قدري سرد بوده است، در کوچه مي مانند و تا اذان صبح همانجا قدم مي زنند.
هنگام اذان که اهل خانه مي بايد براي نماز صبح بيدار شوند، آقا در مي زنند و وارد خانه مي شوند، يکي از فرزندان ايشان که از اين قضيه خبردار مي شود، سؤال مي کند چرا زنگ نزديد؟
ايشان مي گويند: شما خواب بوديد، زنگ من موجب اذيت و آزار شما مي شد!
نقل ديگري را هم فرزند ايشان شنيده است که گويا همسر ايشان در رؤيا مي بينند که مرحوم آقا پشت در منزل نشسته اند، لذا بيدار شده و هنگامي که در را باز مي کنند مي بينند که آقا آنجا منتظرند.
کلام تأثير گذار
در رابطه با تأثير پر معنويت ايشان نقل شده :
روزي آقاي طاهاني به منزل آمدند و گفتند: امروز در خدمت آقا شاهد ماجراي عجيبي بودم! دو نفر براي طرح شکايتي نزد ايشان آمده بودند، آنکه شاکي بود وقتي خواست مسئله خود را عنوان کند.
آقا فرمودند: اجازه بدهيد من چند کلمه اي صحبت کنم بعد شما بفرمائيد. و خود اينگونه آغاز فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم ـ و لا تستوي الحسنه و لا السيئه ادفع بالتي هي احسن فاذا الذي بينک و بينه عداوه و بينه عداوه کانه ولي حميم ـ يعني بدي و نيکي مساوي نيستند، بدي را به نيکي دفع کن پس در اين هنگام آنکه دشمن توست، دوست صميمي تو خواهد شد.
تا اين آيه به وسيله ايشان خوانده و ترجمه شد، يک مرتبه اشک از ديدگان آن دو نفر فرو ريخت؛ برخاستند و يکديگر را در آغوش کشيده و گفتند: ما ديگر با هم دشمن نيستيم، دوست و برادريم و شکايتي نداريم و رفتند.
مقام عالي در برزخ
معلمي مي گفت:
پدرم مرحوم شد، چندين بار در عالم رؤيا او را ديدم به او گفتم در عالم برزخ حالت چطور است؟
ايشان فرمودند: حالم گاهي خوب و گاهي بد است، پرسيدم در عالم برزخ چه کسي مقامش خيلي خوب است ؟
گفت: آية الله ميرزا جواد آقا تهراني ايشان مقامي دارند که کسي در آن حد نيست و اضافه کرد الله اکبر از اين مقام.
فضيلت ها و کمالات اخلاقي
احترام به علما
آيت ا... ميرزا جوادآقا تهراني، در حين تدريس هميشه مراقب بود که به بزرگان علمي و ديني احترام بگذارد و اهانت به آنان را گناهي بزرگ مي شمرد. ايشان شاگردانش را از تمسخر و بي احترامي به ديدگاه هاي علما باز مي داشت و در اين باره مي فرمود: "شخصي کتاب وسيلة النجاة مرحوم آيت ا... العظمي اصفهاني را از روي تمسخر و بي احترامي به کناري پرت کرد و در همان لحظه نعمت زبان از وي گرفته شد". ميرزا جواد آقا همواره در نقد ديدگاه هاي ديگران براي پرهيز از پايين آمدن مقام آنها، نام فردي را به ميان نمي آورد. هنگامي هم که نام يکي از علما را ناخواسته بر زبان مي آورد، ابتدا وي را به بزرگي و عظمت علمي مي ستاييد، بعد در نهايت ادب وتواضع به نقد نظر او مي پرداخت.
احترام به شاگردان
آيت ا... ميرزا جواد آقا تهراني، هم رديف شاگرانش بر زمين مي نشست و هيچ گاه براي خود جاي خاصي را در نظر نمي گرفت. او با فروتني تمام بر روي دو زانو مي نشست و بدون اينکه به جايي تکيه کند، با تبسّم آميخته با ادب و احترام درس مي داد. همين احترام به شاگردان و حفظ شخصيت آنها، موجب رونق درسش مي شد. هنگامي که يکي از شاگردان پرسشي بي جا مي کرد و موجب خنده ديگران مي شد، براي اينکه او را از شرمندگي درآورد، سخن وي را به وجهي پسنديده تعبير مي کرد و آن گاه پاسخي شايسته بيان مي فرمود. اين چنين بود که حوزه درس مرحوم ميرزا، حلقه انس و محبت گشته بود.
ساده زيستي
آيت ا... ميرزا جواد آقا تهراني، با وجود جايگاهي که داشت، ساده زندگي کرد و از مال دنيا هيچ نيندوخت. لباس هايش غالبا از پارچه هاي ارزان و حتي گاهي نامرغوب، ولي همواره تميز و بدون پارگي بود. او در دوران سکونتش در مشهد، بيش از دوازده خانه عوض کرد که همه آنها استيجاري بود. آخرين منزل وي هم، خانه اي کوچک متعلّق به پسر بزرگش بود. اطرافيان فراوان از او مي خواستند در منزل بزرگ تري زندگي کند، ولي آن مرحوم هرگز اين سخنان را نپذيرفت. آنچه بعد از وفات از آن بزرگوار باقي ماند، تنها همان لباس هاي ساده و اندک او بود.
فروتني
پيامبر اکرم صلي ا... عليه و آله مي فرمايد: "هر که براي خدا فروتني کند، خدا او را بلندي مي دهد و هر که تکبر ورزد، خدا او را پست کند". ميرزا جوادآقا تهراني نيز، انساني وارسته بود که با کوهي از معرفت، چنان فروتن زندگي کرد که نمي توان لقبي جز بنده صالح و شايسته به وي داد.
چه بلند است مقام ميرزا که با وجود علم و کمالات بي شمار، هرگز اجازه نمي داد کسي دست او را ببوسد يا او را آيت ا... خطاب کند. يکي از روحانيون مي گويد: روزي موفق به بوسيدن دست ايشان شدم و از اتاق بيرون رفتم و بازگشتم، ميرزا فرمود: "چون تو دست مرا بوسيدي، من هم کفش هاي تو را بوسيدم". مرحوم ميرزا جوادآقا هيچ گاه سخنان خود را در منزل به صورت امر و نهي بيان نمي کرد و با وجود کهولت سن، گاه در کنار حوض آب لباس هاي خود را مي شست يا حياط را جارو مي کرد.
عشق به اهل بيت عليهم السلام
مرحوم آيت ا... ميرزا جوادآقا تهراني، بلبل بوستان اهل بيت عليهم السلام بود و با نداي گرم مسيحايي خويش، تشنگان و عاشقان اهل بيت عليهم السلام را سيراب مي کرد. پرورشگاه و آموزشگاه مرتضوي در مشهد، شاهد عاشوراهايي است که او براي انبوه عزاداران عاشورا قرائت مي کرد. او خاکساري را تا بدانجا رسانده بود که براي آرامش روح خود و اظهار ارادت به آستان سرور شهيدان و ترويج اين فرهنگ در جامعه، در عاشوراي حسيني مشک آب بر دوش مي گرفت و سقاي تشنه لبان مي شد.
خدمات اجتماعي
با وجود اشتغالات علمي بسيار ميرزا جوادآقا تهراني، وي هرگز از توجه به مردم و مسئوليت هاي اجتماعي دور نماند. ايشان همواره به شاگردان و دوستان، رعايت تقوا و برآوردن نياز مردم را يادآوري مي کرد. نخستين خيريه درماني درمشهد به نام درمانگاه خيريه بينوايان، با اشاره و کمک ايشان و جمعي از دوستان پزشک وي در سال 1334 تأسيس و راه اندازي شد. مرحوم ميرزا که پرورده مکتب انسان ساز اسلام بود، هيچ گاه تنها به يک زمينه از دين و مذهب نمي پرداخت. او تکليف الهي خود را افزون بر فراگيري علوم ديني، در حضور در جامعه مي دانست. نخستين صندوق قرض الحسنه ايران در سال 1342، در مشهد با تأييد و همکاري اين بزرگوار صورت گرفت. فروشگاه تعاوني و کتاب خانه اين مؤسسه قرض الحسنه براي ارائه خدمات رفاهي و فرهنگي به مردم فعاليت چشم گيري دارد.
تأليفات
آيت ا... ميرزا جواد آقا تهراني، از چاپ هيچ کدام از آثار خود بهره مادي نبرد. آنچه در چاپ کتاب هزينه کرده بود، محاسبه و قيمت کتاب را بر اساس آن تعيين مي کرد و براي خود هيچ بهره اي را منظور نمي فرمود. ايشان در آثار خود، نياز و اقتضاي زمان را در نظر مي گرفت و در نوشتن، همواره تابع وظيفه ديني و مسئوليت شرعي و اجتماعي بود. آثار چاپ شده ايشان که برخي از آنها بارها به چاپ مجدد رسيده، بدين شرح است: آيين زندگي؛ ميزان المطالب، کتابي دوجلدي در مباحث کلامي؛ بررسي در پيرامون اسلام در رد نظريات کسروي؛ فلسفه بشري و اسلامي که در رد کمونيسم و ماترياليسم؛ و کتاب عارف وصوفي چه مي گويد؛ بهايي چه مي گويد.
حامي انقلاب
در طول مبارزات اسلامي ملت ايران بر ضد رژيم ستمشاهي، مرحوم ميرزا جوادآقا تهراني از پيشگامان نهضت بود. اطلاعيه هاي انقلابي او به همراه ديگر آيات عظام در مشهد و حضور پي گير او در مراسم راهپيمايي و اعتراض ها و تحصن ها، از خاطرات فراموش نشدني وي در روزهاي انقلاب در مشهد است. او پس از پيروزي انقلاب اسلامي، همواره از بارزترين چهره هاي حامي انقلاب بود و چندين بار براي ديدن امام خميني رحمه ا... در فرصت هاي مختلف به تهران رفت. پشتيباني هاي مکرر مرحوم ميرزا از نظام جمهوري اسلامي در زمينه هاي مختلف و به ويژه حضور چند باره او در جبهه هاي جنگ، در آشکار ساختن حقانيت انقلاب سهم به سزايي داشت.
حضور در جبهه
ميرزا جوادآقا تهراني، در راستاي پشتيباني از نظام جمهوري اسلامي، در سال هاي آخر زندگي و با همان قدّ خميده و کماني، چهار بار در جبهه نبرد حاضر شد و لباس بسيجي به تن کرد. ايشان روزي چهارده گلوله خمپاره به نام چهارده معصوم شليک مي کرد که کاملاً به هدف اصابت مي کرد. خود مرحوم ميرزا جوادآقا نقل کرده است: "روزي قرار شد خمپاره بزنم. مجبور شدند به علت خميدگي پشتم، چهار پايه اي بياورند و من روي آن قرار گرفتم و يک نفر هم از پشت دو گوش مرا گرفت و من گلوله را در لوله آن انداختم". آري، به جبهه رفتن بنده صالحي مانند آيت ا... تهراني، صدها معنا داشت و چه بسيار، اشکالات واهي را جواب مي داد و چه شک و ترديدها را برطرف مي نمود و چه آثار خوبي براي رزمندگان به جا مي گذاشت.
وصيت نامه ميرزا جوادآقا
گربگذري ز هستي، آرام جان بيابي/
گر خط کشي به عالم، خط امان بيابي
مرحوم ميرزا جوادآقا تهراني، در وصيت نامه خود که بارها در تاريخ هاي مختلف آن را اصلاح کرده، نوشته است: "جسدم را در قبرستان عمومي خارج شهر يا محل مباحي خارج شهر ـ هرکجا باشد ـ دفن کنند، و به عنوان هفته و چهلم و سال مجلسي بر پا نکنند. هرکسي خواست براي من خودش در هر موقع طلب مغفرت مي نمايد، و من در اين صورت راضي و خرسند هستم. و نيز فرزندانم را وصيت مي کنم به رعايت تقوا و اطاعت خداوند در همه حالات زندگي شان. والسلام علي من اتبع الهدي".
وفات
شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت/ روي مه پيکر او سير نديديم و برفت
گويي از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود/ بار بربست و به گردَش نرسيديم و برفت
بيماري کبد که مدتي ميرزا جوادآقا تهراني را بستري کرده بود، سرانجام در سحرگاه سه شنبه دوم آبان ماه 1368 شمسي، برابر با 23 ربيع الاول 1410 قمري او را از پاي در آورد. روح بزرگش چنان آسوده و سبک بال به پرواز درآمد که به نگاهي پنهان شد.
پيکر پاک اين فقيه مجاهد و زاهد وارسته، عصر همان روز، با شکوهي خاص تا مرقد امام رضا عليه السلام تشييع شد و آن گاه او را در بهشت رضا عليه السلام در کنار شهداي جنگ تحميلي به خاک سپردند.
کساني که موفق به زيارت مرقد اين عالم وارسته در قبرستان بهشت رضا عليه السلام شده اند، ملاحظه کرده اند که مرقد اين بزرگوار، فاقد سنگ قبر و مشخصات صاحب قبر است؛ گويا خود ايشان راضي به اين امر نبوده اند. آري، مردان بزرگ همواره نشان در بي نشاني دارند.
شأن نزول آيت الکرسي
آقاي آيه هاي قرآن
در روايت است که امام صادق (ع) به حالت چهار زانو در مجلسي نشسته بود و پاي راست خود را بر روي ران پاي چپ قرار داده بود, در اين هنگام مردي گفت فدايت شوم اين نوع نشستن مکروه است. حضرت فرمودند : نه اين چنين نيست, بلکه اين سخني است که يهودي ها مي گويند.
آنها مي گويند:" هنگامي که خداي متعال آسمانها و زمين را آفريد و به عرش مسلط گشت,به اين صورت نشست تا استراحت نمايد."
خداي متعال هم اين آيه را" در ردّ کلام باطل آنها" فرمود که :" الله ُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ " تا " هُوَ العَليّ العَظيم " و امام صادق در همان حالت که نشسته بود باقي ماند.
******** عکس العمل شيطان هنگام نزول آيت الکرسي
امام محمد باقر(ع) از امير المومنين علي (ع) روايت فرموده:
" هنگامي که آيت الکرسي نازل شد رسول خدا (ص) فرمود: آيت الکرسي آيه اي است که از گنج عرش نازل شده و زماني که اين آيه نازل گشت' هر بُتي که در جهان بود, با صورت به زمين افتاد."
در اين زمان ابليس (شيطان) ترسيد و به قومش گفت: " امشب حادثه اي بزرگ اتفاق افتاده است,باشيد تا من عالم را بگردم و متوجه حادثه شوم که چه بوده است."
صدر المتألّهين در اين باره مي گويد: " هنگامي که شخص متفکر تامل نمايد و با چشم بصيرت به معارف الهي و مطالب ربوي, از توحيد و تقديس شرح و صفات عليا و افعال عظمي , که آيت الکرسي مشتمل بر آن است بنگرد, آنها را يکجا در آيه اي به جز آيت الکرسي نخواهد يافت. به همين جهت آيت الکرسي به تنهايي سيادت و رياست را بر ساير آيات خواهد داشت.
ابليس عالم را گشت تا به شهر مدينه رسيد, مردي را ديد و از او سوال کرد( بايد توجه داشت که از رويات استفاده مي شود, شيطان به تمام اشکال از موجودات عالم,ممکن است ظاهرگردد و در اينجا هم به صورت انساني در آمده و از مرد سوال مي کند!)
" ديشب چه حادثه اي اتفاق افتاد؟"
مرد گفت: رسول خدا (ص) به ما فرمود : آيه اي از گنجهاي عرش نازل شده است که بتهاي جهان به خاطر آن همگي با صورت به زمين خورده اند ابليس بعد از شنيدن حادثه به نزد قومش رفت و خادثه را به آنها خبر داد.
********* آيت الکرسي سيّد آيات قرآن
در روايتي آمده است : روزي عده اي از اصحاب پيامبر(ص)در مسجد رسول اکرم (ص) نشسته بودند واز فضا ئل قرآن ياد مي کردند ،که کدام آيه افضل و بهتر است ؟
يکي مي گفت : آخرين آيه ي سوره ي توبه و يکي مي گفت : آخرين آيه ي سوره ي اسراء ، ديگري مي گفت : سوره ي مريم ويکي ديگر مي گفت: سوره ي طه .
حضرت علي (ع) فرمود : شما از آيه الکرسي چه مي دانيد ؟ من از رسول خدا شنيدم که فرمود : اي علي. حضرت آدم (ع) سيد انسان هاست ، من سيد عربم ، سلمان فارسي سيد فارس است ، صُهَيب سيد روم است ، درخت سدر سيد درختان است,طور سيتا سيد کوه هاست, روز جمعه سيد روزهاست,قرآن سيد سخن هاست, سوره ي بقره سيد سوره هاي قرآن است آيت الکرسي سيد سوره ي بقره است. در اين آيه پنجاه کلمه است و در هر کلمه پنجاه برکت است.
در ترجمه ي فارسي تفسير طبري نيز آمده است: روزي حضرت علي (ع) نزد پيغمبر(ص) آمد. پيامبر به او گفت:
"يا علي! من سيد عربم,مکه سيد شهرهاست, کوه سينا سيد همه ي کوه هاست, جبرئيل سيد همه ي فرشتگان است, فرزندان تو حسن و حسين سيد جوانان اهل بهشت اند, قرآن سيد همه ي کتابهاست, سوره ي بقره سيد همه ي سوره هاي قرآن است و در سوره ي بقره يک آيه است که آن ايه پنجاه کلمه است, هر کلمه اي پنجاه برکت دارد و آن آيت الکرسي است.
******* چرا آيت الکرسي را سيد آيات خوانده اند؟ ...
صدر المتألّهين در اين باره مي گويد: " هنگامي که شخص متفکر تامل نمايد و با چشم بصيرت به معارف الهي و مطالب ربوي, از توحيد و تقديس شرح و صفات عليا و افعال عظمي , که آيت الکرسي مشتمل بر آن است بنگرد, آنها را يکجا در آيه اي به جز آيت الکرسي نخواهد يافت. به همين جهت آيت الکرسي به تنهايي سيادت و رياست را بر ساير آيات خواهد داشت.
**** مرد انگليسي که دل داده ي آيت الکرسي بود!
دانشمند و نويسنده ي مصري؛ عبدالعزيز جاويش مي گويد:
" تصادفا ً با يک نفر انگليسي مسلمان برخورد کردم که از اسلامش هيچ منظور مادّي نداشت و با مسلمان شدنش در پي بدست آوردن مقام و اعتباري نبود و براي دست يافتن به ثروت و خلاصه سياست,مسلمان نشده بود."
آن مرد انگليسي به من گفت: در قرآن کريم آيه اي است که من هرگز از تکرار آن ملول و رنجور نمي شوم و هر اندازه در آن نظر مي افکنم احساس خستگي نمي کنم. اين آيه خدا را به گونه اي توصيف کرده است که هيچ يک از راهبران اديان با آن هوش و ذکاوت و ذوق و استعداد نمي توانند خدا را بدان گونه توصيف کنند و قدرت ندارند که مانند اين آيه را بياورند.
پس شروع به خواندن آيت الکرسي الکرسي به زبان انگليسي کرد. آنگاه به من گفت: تو را به جان پدرت اي عرب "مسلمان" آيا مي شود گاهي اين آيه به گوش تو بخورد و تو در غفلت از آن, در حالت سرگرمي و بازي نباشي؟
و آيا شده که زبانت را به خواندن اين آيه بگرداني و با عجله و شتا بزدگي از آن نگذري و لحظه اي در آن بينديشي؟
پاداش کسي که آيت الکرسي را زياد مي خواند
عبدالله بن عوف گفته است:
" شبي در خواب ديدم که قيامت شده بود. من را آوردند و حساب من را به آساني بررسي کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخهاي زيادي را به من نشان دادند که من از زيبايي و بهاي آنها تعجب کردم."
به من گفتند: درهاي اين کاخ را بشمار, من هم شمردم پنجاه درب بود.
بعد گفتند: خانه هايش را بشمار, شمردم, تعداد آنها يكصد و هفتاد و پنج خانه بود. به من گفتند اين خانه ها مال توست. آنقدر خوشحال شدم که از خواب پريدم و خدا را شکر کردم.
صبح که شد نزد ابن سيرين( صاحب کتاب تعبير خواب و کسي که به خاطر پاکدامني, خداوند به او قدرت تعبير خواب عنايت کرد) رفتم و خواب را برايش تعريف کردم.
ابن سيرين گفت: معلوم است که تو آيت الکرسي زياد مي خواني. گفتم: بله, همينطور است. ولي تو از کجا فهميدي که من آيت الکرسي را زياد مي خوانم؟ جواب داد: براي آنکه اين آيه پنجاه کلمه و صد و هفتاد و پنج حرف دارد.
من از زيرکي و حافظه ي او تعجب کردم. آنگاه به من گفت: هر که آيت الکرسي را زياد بخواند سختي هاي مرگ بر او آسان مي شود!
منبع :سايت دين و انديشه تبيان
فردا در گذر تاريخ
وقايع سال شمسي،21اسفند
30 سال پيش درچنين روزي - 21اسفندماه سال1358هجري شمسي: پس ازپيروزي انقلاب اسلامي درايران، مردم و دولت ايران با اقدامات كينه توزانه دولت اِمريكا روبرو شدند. ازجمله اين اقدامات دستگيري 47تن ازدانشجويان ايراني مشغول تحصيل دراِمريكا بود كه درچنين روزي صورت گرفت.
19 سال پيش درچنين روزي - 21اسفندماه سال1369هجري شمسي: دكترهوشنگ طاهري ازاستادان برجسته دانشگاه، مترجم و منتقد صاحب نام درعرصه هنردرگذشت. دكترطاهري علاوه برتدريس دردانشكده هنرهاي دراماتيك و صداو سيما با مطبوعات همكاري ميكرد. وي ازپيشگامان ترجمه فيلم نامههاي آثارمدرن سينمايي درايران محسوب ميشود. تاريخ سينماي هنري و هنراسلامي ازجلمه آثاردكترهوشنگ طاهري بشمارميروند.
15 سال پيش درچنين روزي - 21اسفندماه سال1373هجري شمسي: حاج شيخ محمّد طيّب علايي نژاد روحاني متعهد و مبارز ايراني درزادگاهش اصفهان بدرود حيات گفت. وي با برگزاركردن جلسات تبليغ و ارشاد به وظايف شرعي خويش عمل كرد. علايي نژاد با آگاه كردن مردم درمتن مبارزه ملت مسلمان با رژيم طاغوت قرارگرفت. حاج شيخ محمد طيّب علايي نژاد درسال1352بدست عوامل ساواك دستگيرو زنداني شد اما درزندان نيزبه مبارزه ادامه داد.
وقايع سال قمري،25 ربيع الاول
995 سال پيش درچنين روزي - 25ربيع الاول سال 436 هجري قمري :" ابوالعباس احمد بن سيرنج" فقيه شافعي و از علماي قرن سوم هجري درگذشت . وي ضمن تدريس فقه مدتي قضاوت شهر شيراز را به عهده داشت . از ابوالعباس تأليفات بسياري ذكر كرده اند كه تعداد آنها بالغ بر 400 مجله مي باشد .
125 سال پيش درچنين روزي - 25ربيع الاول سال 1306 هجري قمري : شيخ احمد خطي قطيفي عالم ، اديب و شاعر بزرگ استان قطيب حجاز در زادگاهش قطيف بدرود حيات گفت . او درميان مردم و حكام نفوذ و احترام بسيار داشت . اما دشمنانش موجبات تبعيد او را فراهم آوردند و شيخ قطيفي از طريق بندر بوشهر به ايران آمد . از اين شاعر اديب اشعار نغزي در مناقب ائمه اطهار(ع) و دشمنان آل محمد(ص) باقي است كه از آن ميان اشعار هفتگانه علوي از شهرتي بسيار برخوردار است . شاعر در اين اشعار خود ابتدا به واقعه بدر ، احد و سپس احزاب اشاره كرده است .
وقايع سال ميلادي،12مارس
156 سال پيش درچنين روزي - 12مارس سال1854ميلادي: معاهده تاريخي قسطنطنيه دراستانبول تركيه ميان فرانسه، انگلستان و عثماني منعقد شد. درزمان امضاي اين معاهده بزرگ كه جنگ كريمه ازنتايج آن بود اين سه كشوردربرابرتوسعه قدرت روسيه تزاري دراروپا شايان توجه است كه درجنگ كريمه كه بعد ازانعقاد اين معاهده روي داد؛ روسيه تزاري ازقواي دول امضا كننده اين معاهده شكست خورد.