|
|
|
/
/
|
|
|
|
|
شماره های پیشین:
ﺳﻪشنبه, 20 بهمن 1388 - شماره 1507 - صفحه 10
نسخه PDF
عناوین اخبار
عناوین اخبار
|
|
|
||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
پژوهشگران برتر قرآني سال 88 تقدير شدند
علم از نگاه قرآن
پژوهش "محرم در انديشه رهبران و متفكران بزرگ اسلامي" انجام پذيرفت
با پايان مهلت ثبت نام؛
امام صادق(ع) فرمودند:
| جابجایی پنل | لینک خبر |
|
برش مطبوعاتی |
|
اندازه فونت |
|
نسخه متنی |
|
پرینت |
|
پژوهشگران برتر قرآني سال 88 تقدير شدند
باحضور آيتالله يزدي؛
مراسم تقدير از پژوهشگران برتر قرآني سال جاري با حضور آيتالله يزدي در دبيرخانه خبرگان رهبري در قم برگزار شد.
دبير هيئت داوران جشنواره تقدير از پژوهشگران برتر قرآني در اين مراسم كه ظهر امروز برگزار شد در سخناني اظهار داشت: در مراسم اختتاميه نمايشگاه بينالمللي قرآن كريم فرصت تقدير از پژوهشگران برتر در سال 88 فراهم نشد و ما امروز خرسند هستيم كه اين مراسم را با حضور آيتالله يزدي يكي از ياران امام راحل و خادمان قرآن برگزار ميكنيم.
حجتالاسلام سعيد بهمني در ادامه با اشاره به اينكه بيش از 19 هزار كتاب از سوي ناشران در حوزه قرآن به چاپ رسيده است، گفت: كارشناسان در حين بررسي آثار، آثار شايسته را نيز براي بررسي به كميته انتخاب آثار برتر ارائه كردند و با بررسيهاي صورت گرفته در مرحله اول 86 اثر معرفي شد.
وي در ادامه داد: پس از بررسي كميته انتخاب آثار 20 اثر برگزيده براي انتخاب نهايي به هيئت داوران جشنواره ارائه شد.
دبير هيئت داوران جشنواره تقدير از پژوهشگران برتر قرآني افزود: با بررسيهاي به عمل آمده از سوي هيئت داوران اين جشنواره در نهايت پنج اثر رتبههاي برتر قرآنپژوهي را كسب كردند.
وي در ادامه با قرائت بيانيه هيئت داوران اين جشنواره بيان داشت: در بخش معارف قرآن تفسير همگام با وحي اثر عبدالكريم بهجتپور، ترجمه و شرح قرآن اثر محمدرضا صفري، ارتداد بازگشت به تاريكي اثر جعفر صادقي و درآمدي بر اجتهاد از منظر قرآن اثر محمدصادق يوسفيمقدم حايز رتبههاي برگزيده شدند.
بهمني در ادامه گفت: در بخش علوم قرآني اين جشنواره نيز هيئت داوران هيچ يك از آثار را شايسته كسب رتبه اول ندانست و فقط از سوي اين هيئت كتاب تاريخ تفسير اثر علياكبر بابايي به عنوان رتبه دوم برگزيده شد.
در ادامه اين مراسم پژوهشگران برتر قرآني سال 88 لوح تقدير و هداياي خود را از دست آيتالله يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم دريافت كردند.
علم از نگاه قرآن
در اولين مقاله، از ستون "آيههاي قرآني" به يك بخش مهم سخنان ولي امر مسلمين (حوادث تلخ اخير - خوشبينانه - نتيجه يك غفلت بزرگ بود) پرداختيم و نگاهي كوتاه و گذرا داشتيم بهاين آفت خطرناك از نگاه قرآن و اما امروز بنادارم به بخش ديگري از سخنان معظمله پردازم.
از نظر نگارنده، از نكات قابل توجه ديگر در سخنان امام خامنهاي در ديدار استادان دانشگاهها،اين قسمت بود فرمودند: "آنچه كه در درجهى اول در ايجاد قدرت ملى مهم است، به نظر من دو چيز است: يكى علم است، يكى ايمان. علم مآيهى قدرت است؛ هم امروز و هم در طول تاريخ؛ در آينده هم همين جور خواهد بود. اين علم يك وقت منتهى به يك فناورى خواهد شد، يك وقت هم نخواهد شد. خود دانش مآيهى اقتدار است؛ ثروتآفرين است؛ قدرت نظامىآفرين است؛ قدرت سياسىآفرين است. يك روايتى هست كه ميفرمايد: "العلم سلطان" - علم، قدرت است - "من وجده صال به و من لم يجده صيل عليه".(شرح نهجالبلاغه، ج 20، ص 319)
يعنى مسئله، دو طرف دارد: اگر علم داشتيد، ميتوانيد سخن برتر را بگوئيد، دست برتر را داشته باشيد - "صال" يعنى اين - اگر نداشتيد، حالت ميانه ندارد؛ "صيل عليه". پس كسى كه علم دارد، او دست برتر را بر روى شما خواهد داشت؛ در مقدرات شما دخالت ميكند؛ در سرنوشت شما دخالت ميكند. گنجينهى معارف اسلامى پر است از اين حرفها. يكى هم ايمان است؛ كه حالا بحث ايمان، بحث ديگرى است؛ بحث مفصلى است."
و نكته مهم ديگر در اين ديدار اين بود كه در پاسخ به پيشنهاد اعطاي مدرك دكتري فرمودند: "يك جمله دربارهى پيشنهاد آقاى دكتر رهبر عرض كنيم. مسئلهى دكترى افتخارى؛ خوب، البته اين يك افتخار است كه اين دانشگاه اين اظهار محبت را به ما بكند؛ ليكن من اهل دكترى نيستم؛ همان طلبگى ما كافى است. اگر بتوانيم به ميثاق طلبگى متعهد و پايبند بمانيم - كه قولاً و فعلاً اين ميثاق را از دوران نوجوانى و جوانى با خداى متعال بستيم - اگر خداوند كمك كند و ما بتوانيم اين ميثاق را حفظ كنيم و در همين عالم طلبگى پيش برويم، من اين را ترجيح ميدهم. شما لطف كرديد و اين براى ما هم مآيهى مباهات است، ليكن من پيشنهاد شما را قبول نميكنم. انشاءاللَّه موفق و مؤيد باشيد".
سپس در پاسخ به رئيس دانشگاه تهران كه ميخواست اصرار کند و توضيحي بدهد،ايشان نگذاشت صحبتهاي او تمام بشود و گفتند: "اين لطف شماست. ولي من پيشنهاد دکتري را نميپذيرم". و اين جمله را چنان محکم گفتند تا رئيس دانشگاه تهران سکوت کند.
اين برخورد ايشان در اين ديدار حاوي نكاتي است، از جمله (ارج نهادن به مدارك دانشگاهيِ وطني و ملي - زيرا فرمودند:"اين پيشنهاد براي من يک افتخار است"؛ بلند طبعي، پايبندي به پيمان باخدا و ثبات قدم در مسير).
آري،اينكهايشان در جايگاهي از علم، كه چندين مقطع از مدرك دكتري دانشگاه بالاتراست، پيشنهاد مدرك دكتري دانشگاه تهران را افتخار خود ميدانند، نشان از اهميتي است كه براي مراكز علميكشور قائلند، واين بخاطر ارزشي است كه حقيقتاً براي تحصيل كردگان و استادان و دانشمندان اين ديار قائلند.
واينكه با بلندطبعي آنچه را افتخارخود ميدانند نميپذيرند، نشان ازاين دارد هر افتخاري، چندان هم مقبول انسانهاي بلند طبع نيست.
واينكه از پيماني ياد ميكنند كه در نوجواني و جواني قولاً و فعلاً با خدا بستهاند، چند درس بهمراه دارد.
اول: موفقيت هر فردي در گرو تعيين مسير درست از نوجواني و جواني است.
دوم: بهترين پيمانها، پيماني است كه با خدا بسته ميشود و اگر انسان برسر پيمان با اوتعالي بماند خدا را وفادارترينها در هم پيماني خواهد ديد؛ كه فرمود: "وَ مَنْ أَوْفي بِعَهْدِهِ مِنَ اللّهِ؛ چه کسي به پيمانش پاي بندتر از خداست". (توبه/111)
به همين مناسبت، ابتدا به جايگاه علم و عالم و علمآموزي در كتاب و سنت پرداخته و انشا الله در شمارههاي بعدي، اين چند خصلت را به داوري قرآن ميبريم، شايد انگيزهها را براي رسيدن بهاين صفات زيبا تقويت كند.
اكنون هريك از موارد بالا را به دادگاه قرآن ميبريم
الف: ارج نهادن به علم و عالم
اگر آن ارزش و قدر و منزلتي كه براي علم و عالم، ازآيات شريفه قرآن و روآيات معصومين(ع) برميآيد به يك فرهنگ عموميتبديل شود و در افكار و گفتار و رفتار عامّه مسلمين ظهور و بروز يابد جوانان ما براي يكشبه ثروتمند شدن گرفتار شياطين جن و انس نميشوند؛ بلكه بجاياينكه همه همّ و غمشان دست يابي به ثروت و و و باشد براي دانشاندوزي و دست يابي به مجهولات بشر تلاش ميكنند.
**************** اهميت علم و دانش از ديدگاه قرآن
اين يك تصادف نيست كه در كتاب وحى الهى، قرآن مجيد متجاوز از هفتصد مورد ماده علم و مشتقات آن به كار رفته و در اولين آيات نازل شده به رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم سخن از علم، دانش و قلم آمده است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم * اقراء باسم ربك الَّذى خلق * خلق الانسان من عَلَقَ * اِقرَاء و ربُّكَ الاكرم * الَّذى علم بالقلم (سوره علق،آيه 1 - 4.)
((به نام خداوند بخشنده بخشايشگر. بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد. همان كس كه انسان را از خون بسته اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتراست . همان كسى كه به وسيله قلم تعليم انسان نمود.
در سرتاسر آيات كريمه قرآن به مناسبتهاى مختلف به ارزش علم و عالم اشاره شده است .
در آخرينآيه سوره مباركه طلاق علت آفرينش آسمانها و زمين را علم و دانش بشرى دانسته و مى فرمايد:
اللّه الَّذى خَلَقَ السموات و مِنَ الارض مثلهنَّ يتنزَّل الامر بينهنَّ لتعلَموا انَّ اللّه على كل شى ء قدير و انَّ اللّه قد اَحاط بكل شى ء علما(سوره طلاق،آيه 12).
((خداوند آسمانها و زمين را با همه عظمتش آفريد و امر خود را نازل فرمود تا علم وانديشه كنيد كه خداوند بر همه كارها تواناست و علم او به همه چيز احاطه دارد)).
علم از مختصات ذات اقدس ربوبى است كهاين فضيلت را به انسان هم اعطا مى فرمايد و درآيه ديگرى همراه با استفهام انكارى مى فرمايد:
قل هل يستوى الَّذين يعلمون والَّذين لا يعلمون انَّما يتذَكَّرُ اولوالالباب (سوره زمر،آيه 9).
((آيا آنان كه مى دانند و آنان نمى دانند مساوىاند؟ يقينا نسبت به ديگران برترى دارنداين معنى را صاحبان خرد وانديشه خوب دريافت مى كنند)).
درآيه ديگرى مى فرمايد:
شهد اللّه انَّهُ لا اله الا هو و الملائكة واولوالعلم (سوره آل عمران،آيه 18).
((خداوند، باايجاد نظام واحد جهان هستى، گواهى مى دهد كه معبودى جز او نيست ؛ و فرشتگان و صاحبان دانش، هر كدام به گونه اى براين مطلب، گواهى مى دهند)).
خداوند دراينآيه، علم به توحيد را در انحصار خود، ملائكه خاص و صاحبان علم و دانش قرار داده است . دراينآيه صاحبان علم، قرين خدا و ملائكه الهىاند.
جالب تراين كه درآيه ديگر، بعد از بيان محكمات و متشابهات قرآن، مى فرمايد:
و ما يعلم تاءويله الا اللّه و الرَّاسخون فى العلم (سوره آل عمران،آيه 7).
((متشابهات قرآن را فقط خدا و كسانى كه از علم و دانش بهره كافى دارند، مى دانند)).
در مورد اهل علم و دانش ؛ در سوره مباركه مجادله مى فرمايد:
يرفع اللّه الَّذين آمنوا منكم و الَّذين اوتوا العلم درجات (سوره مجادله،آيه 11).
((خداوند برخي از شما مؤمنان را و كسانى را كه علم به آنان داده شده، به درجاتي ترفيع مى دهد)).
يكي ازآيات قرآن كريم كه فهم آناندكي دقت طلب ميكند همينآيه شريفه است زيرا، در فراز اولاينآيه، "يرفع اللّه الَّذين آمنوا منكم" با آوردن "منكم" در پاياناين فراز، (بنابراين كه - من- در - منكم - تبعيضيه باشد) كه همينطور به نظر ميرسد)؛اين ترفيع شامل همه مؤمنين نميشود، بلكه بعضي از مؤمنين را شامل ميگردد ولي در فراز دوم، "و الَّذين اوتوا العلم درجات"؛ با آوردن "واو" در "والذين" و نياوردن هيچ قيدي براي آنان كه خداوند بهايشان علم داده، معنايآيه چنين ميشود:
"خداوند برخي از شما مؤمنين و همه كسانيكه به آنان علم داده شده را به درجاتي ترفيع ميدهد."
بنابراين هرمؤمني مستحق دريافت درجات الهي نيست، بلكهاين اراده الهي برخي از مؤمنين را شامل ميشود.
اما اهميت جايگاه علم آنگاه روشن ميشود كه با استعانت از قرآن منظور از "منكم = برخي از شما" را بفهميم؛ به همين منظورآياتي را كه در آن به افراد يا گروهي يا صاحبان اوصافي به ترفيع درجات از حضرت احديت نائل شدهاند را باهم ميخوانيم:
درآيات كريمه قرآن مى بينيم كه خداوند چهارگروه و طبقه را بر طبقات ديگر ترجيح مى دهد.
گروه اول؛ مؤمنين حقيقي:
اين گروه مؤمناني هستند كه داراي 5 صفت باشند(نه هر مؤمني)
1 - با يادخدا دلهايشان بترسد
2 - با شنيدنآيات خدا برايمانشان افزوده شود
3 - اهل توكل برخدا باشند
4 - نماز بخوانند
5 - از آنچه به آنان داده شده انفاق كنند
انَّما المؤ منون الَّذين اذا ذُكِرَ اللّه و جِلَت قلوبهم و اذا تُلِيَت عليهمآياته زادتهمايمانا و على ربِّهم يتوكَّلون # الَّذين يُقيمون الصَّلاة و ممَّا رزقناهم ينفقون # اولئك هم المؤ منون حقَّا لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق كريم (سوره انفال،آيه 2 - 4).
((مؤ منان، تنها كسانى هستند كه هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان مى گردد؛ و هنگامى كهآيات او بر آنها خوانده مى شود،ايمانشان فزونتر مى گردد؛ و تنها بر پروردگارشان توكل دارند. آنها كه نماز را برپا مى دارند؛ و از آنچه به آنها روزى دادهايم، انفاق مى كنند. آرى مومنان حقيقى آنها هستند؛ براى آنان درجاتى مهم نزد پروردگارشان است )).
؛ گروه دوم ؛ مجاهدان:
اين گروه چه با مال و خواه با جان در راه اسلام تلاش نمايند بر نشستگان برتري دارند
در سوره مباركه نساء درباره مجاهدان مى فرمايد:
فضَّل اللّه المجاهدين باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة (سوره نساء،آيه 95)
((كسانى كه در راه خدا بذل مال و جان مى كنند نسبت به آنان كه از چنين تلاش و فعاليتى خود را محروم مى كنند در درجات و مرتبه، برترى دارند و تفضيل داده شدهاند)).
گروه سوم ؛ مومنان داراى عمل صالح:
مؤمنان مشروط بهاينكه با عمل صالح به محكمه الهي بروند درجات بلندى به آنان داده ميشود.
كه خداوند وعده تقرب و برترى را براى آنان مى دهد؛ در سوره مبارك طه مى فرمايد:
و من ياءتِهِ مؤ منا قد عمل الصالحات فاولئك لهم الدرجات العلى (سوره طه،آيه 75)
((مومنانى كه همراه بااندوخته عمل صالح نزد خدا مى روند، از درجات بلندى بهره مند مى شوند)).
اما گروه چهارم : اهل علم و دانش ؛ در سوره مباركه مجادله مى فرمايد:
يرفع اللّه .... و الَّذين اوتوا العلم درجات(سوره مجادله،آيه 11)
((خداوند .... و كسانى را كه علم به آنان داده شده، درجاتي مى بخشد)).
خدا دراينآيه، صاحبان دانش و علم را بر همه موجودات ترجيح مى دهد و اساسا درآيات مختلفى از قرآن شريف، تسخير بسيارى از مراتب كمال و وصول به درجات عاليه معنوى را در انحصار صاحبان علم و دانش قرار مى دهد.
انما يخشى اللّه من عبادهِ العلماء(سوره فاطر،آيه 28)
((خشيت و خوف از ذات اقدس ربوبى (كه يكى از مراتب كمال نفسانى بشر است) در انحصار علما و دانشمندان است )).
و يا در جايى ديگر مى فرمايد:
و تلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون(سوره عنكبوت،آيه 43)
((فهم و تعقل در مَثَلهاي كه براي مردم زدهايم در انحصار اهل علم و دانش است )). ما درآيات قرآن مثالها و نكات آموزنده فراوانى را ذكر كردهايم ؛ منتهى فهم دقيقاين امثال جز از اهل علم برنميآيد
يا در سوره مباركه عنكوت وقتى مساله اعجاز قرآن را بيان مى كند مى فرمايد: و ما كنتَ تتلُو من قبله من كتاب و لا تَخُطُّهُ بيمينك اذا لا رتَاب المبطلون # بل هوآيات بينات فى صدور الَّذين اوتوا العلم و ما يجحد بآياتنا الا الظالمون(سوره عنكبوت،آيه 48 و 49)
((تو هرگز پيش ازاين كتابى نمى خواندى، و با دست خود چيزى نمى نوشتى، مبادا كسانى كه در صدد تكذيب و ابطال سخنان تو هستند، شك و ترديد كنند. ولىاينآيات روشنى است كه در سينه دانشوران جاى دارد؛ وآيات ما را جز ستمگران انكار نمى كنند)).
نكته قابل توجه دراينآيه،اين است كه خداوند پيامبر را مخاطب قرار مى دهد و مى فرمايد: تو قبل از نبوت، قدرت نوشتن نداشتى و اگر چنين قدرتى داشتى سابقه علم و دانش در پرونده تو ضبط بود اهل شك و باطل ديگران را به شبهه مىانداختند.
از مجموعاينآيات مىتوان فهميد كه درك توحيد و وصول به مقام خشيت، تعقل و فهم وحى و امثال قرآن و اساس نبوت و معجزات انبيا، همه در گرو دانش و علم است و تنها عالم و دانشمند است كه مى تواند بهاين مراتب و درجات كمال صعود كند و بالا برود.
اكنون كه سخن بهاينجا رسيد شايسته است براي فهم درست منزلت دانش در قرآن به سراغ زاسخون در علم برويم و جايگاه علم را در سنت(سيره و سخنان) معصومين(ع) نيز نگاهي كوتاه و گذزا بياندازيم
اميرالمومنين عليه السلام مى فرمايند:
بينَما اءَنَا جالس فى مسجد النَّبى صلى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم اءذ دَخَلَ اَبوذَرّ فقال : يا رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم ! جنازة العابد اَحَبُّ اليكم اءم مجلس العلم، فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم : يا اباذر! الجلوس ساعة عند مذاكرة العلم اَحَبُّ الى اللّه من اَلف جنازة من جنائز الشُّهداء
(جامع الاخبار، ص 109، حديث 195).
((در مسجد پيغمبر نشسته بودم كه ابوذر وارد شد و سوال كرد: يا رسول اللّه ! نزد شما تشييع جنازه عابد ارزشمندتر است يا حضور در محضر عالم ؟
رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم فرمودند: حضور در مجلس علم - ولو براى لحظاتى - ارزشمندتر است از حضور در تشييع جنازه هزار شهيد)).
مقام شهادت يكى از معيارهاى بالا و والاى دين مبين اسلام است، كه در مقابل مجلس و ارزش علم و عالم بسيار ناچيز به حساب آمده است واين سخن مؤيدات بسيارى در روآيات دارد؛ مثلا در روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودهاند:
اذا كان يوم القيامة جمع اللّه عزَّ وَ جَلّ الناس فى صعيد واحد، و وُضعت الموازين فتوزن دماء الشهداء مع مداد العلماء، فيُرجَّح مدادُ العلماءِ على دماءِ الشهداءِ
(روضة الواعظين، ص 9، بحارالانوار، ج 2، ص 14، حديث 26).
((خداوند در روز قيامت وقتى كه همه خلق اولين تا آخرين را در يك سرزمين واحد جمع مى كند، خون شهدا و مداد علما با يكديگر موازنه مىشوند. خداوند مداد علما را بر خون شهدا برترى مى دهد)).
در روايت ديگرى ابوذر مىگويد: رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم به من فرمودند:
يا اباذرّ... الجلوس ساعةٍ عند مذاكرةِ العلمِ خيرٌ من قراءةِ القرآنِ كلِّه.
(بحارالانوار، ج 1 ص 203 حديث 21).
((اى ابوذر! ساعتى درك محضر علم، بالاتر از هزارمرتبه ختم تمام قرآن است )).
هيچ جا ابوذر تعجب نكرده است و همه مطالب را به گوش جان استماع مى كند؛ اما بهاين جا كه مى رسد، تعجب مى كند. كهايا محضر علم بالاتر از خواندن قرآن است ؟! رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم مىفرمايند:
يا اباذرّ! الجلوس ساعة عند مذاكرة العلم احب الى اللّه من قراءة القرآن كلِّه اثناعشر الف مرّة ! عليكم بمذاكرة العلم، فان العلم تعرفون الحلال من الحرام(بحارالانوار، ج 1، ص 203، حديث 21).
((اى ابوذر! حضور در محضر علم، و دانشاندوزي بالاتر و با فضيلت تر از دوازده هزار مرتبه ختم قرآن است؛ زيرا علم وسيله شناخت حلال از حرام الهى است )).
در روايت ديگرى آمده كه يكى از انصار محضر حضرت رسول صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم رسيد و گفت : يا رسول اللّه ! حضور در تشييع جنازه بهتر است يا حضور در مجلس عالم؟
فقال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم : ان كان للجِنازةِ مَن يتَّبعها و يَدفنُها فاِنَّ حضورَ مجلس عالم اءفضلُ مِن حضور اَلفِ جنازة، و من عيادة الف مريض، و من قيام الف ليلة، و من صيام الف يوم، و من الف درهم يُتصدَّقُ بها على المساكين، و من الف حِجَّة سِوَى الفريضة، و من الف غزوة سوى الواجب تغزوها فى سبيل اللّه بمالك و نفسك واينَ تَقَعُ هذه المشاهد من مشهد عالم ؟ ( بحارالانوار، ج 1، ص 204، حديث 23).
((حضرت فرمودند: اگر براى تشييع و دفن جنازه كسى باشد (بر تو بخصوص حضور واجب نباشد)، ارزش حضور در محضر علم از شركت در هزار تشييع جنازه، از عيادت هزار مريض، از هزار شب، شب زنده دارى، هزار روز، روزه دارى، هزار درهم صدقه در راه خدا، هزار سفر حج غير واجب و از هزار غزوه بالاتر است . (سپس پيامبر(ص) ادامه ميدهند: حضور دراين موارد كجا و حضور در محضر عالِم كجا؟!)).
دراين سخن، رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم مى فرمايند: اجر و فضيلت درك محضر علم و حضور در كلاس درس بيشتر از شركت در هزار جنگى است كه شخص پيامبر صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم فرماندهى آن جنگ را عهده دار است .اين همه قدر و منزلت كه درآيات و روآيات براى مجاهده در راه خدا ذكر شده است، كه شايد در محاسبه و سنجش ارزشها هيچ عملى به پاى جهاد در راه خدا نرسد، لكن حضور در محضر علم و يادگيرى دانش به مراتب بر آن ترجيح داده شده است .
دليلاين كه خداوند براى علم،اين همه ارزش قائل شده است و نگاه معارف و كتب ما به علم، نگاهى ارزشى است،اين است كه علم وسيله شناخت حلال و حرام الهى است. علم، وسيلهاى است كه در سآيه آن اطاعت خدا محقق مىشود؛ و اصلا توحيد در عبادت الهى به وسيله علم تحقق پيدا مىكند؛ و در يك كلمه خير دنيا و آخرت در سآيه علم به دست مىآيد و شر دنيا و آخرت به واسطه جهل و نادانى تحقق پيدا مىكند. خلاصه بالاترين ملاك و معيار ارزش انسان آموختههاى اوست .
در روايتى از رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم وارد شده است كه فرمودهاند:
اكثر الناس قيمة اكثرهم علما و اقلُّ الناس قيمة اقلُّهم علما(روضه الواعظين ، ص 8، بحارالانوار، ج 1، ص 164، حديث 1).
((بيشترين ارزش براى كسانى است كه بيشترين دانشها و علوم را آموختهاند و كمترين ارزش براى كسانى است كه از علم و دانش بى بهرهاند)).
در معارف ما، همه راههاى تشويق و ترغيب براى يادگيرى و آموختن به كار گرفته شده است ؛ و در مقام مقايسه با معيارهاى دينى و آنچه را كه مسلمانها تعبدا به آن پايبندند، علم و عالم را برترى مىدهد و هنگامى كه با آنچه كه انسانها به صورت وجدانى و فطرى برايش احترام قائل هستند، مقايسه مى كند، باز علم را برترى و ترجيح مى دهد.
اصبغ بن نباته از اميرالمومنين عليه السلام نقل مى كند كه فرمودند:
تَعلّموا العلم فان تعلُّمه حسنة، و مُدارسته تسبيح، والبحث جهاد، و تعليمه لمن لا يعلَمُه صدقة، و هو اَنيس فىالوحشة، و صاحب فى الوحدة، و سلاح على الاعداء، و زين الاخلاء، يرفع اللّه به اقواما يجعلهم فى الخير ائمَّة يُقتدى بهم، تُرمق اعمالهم، و تُقتبس آثارهم، ترَّغب الملائكةُ فى خلَّتهم، يمسحونهم باجنِحَتِهم فى صلاتهم لانَّ العلم حياة القلوب، و نور الابصار من العمى، و قوَّة الابدان من الضَّعف، و ينزل اللّه حامله منازل الابرار، و يَمنَحُهُ مُجالسة الاخيار فى الدنيا و الاخرة . بالعلم يُطَاع اللّه و يعبد، و بالعلم يعرف اللّه و يوحّد، و بالعلم تُوَصَّلُ الارحام، و به يُعرُفُ الحلال و الحرام، و العلم اِمامُ العقل و العقل تابعه، يُلهِمُهُ اللّه السُعداء و يحرمَّه الاشقياء(امالى صدوق ، ص 615، بحارالانوار، ج 1، ص 166، حديث 7).
علم را بياموزيد؛ چرا كه يادگيرى علم حسنه است ؛ يعنى ثواب دارد و تدريس و ياد دادن آن به كسانى كه نمىدانند صدقه است . بحث و گفتگوى علمى، جايگاه و ارزش جهاد در راه خدا را دارد.
(نكته قابل تاملاين است كه حضرت براى كسانى كه ارتقاى مقام معنوى و رسيدن به فيوضات اخروى را در سآيه تعبديات جستجو مىكنند و به حسنات، صدقات، واين قبيل امور اهتمام دارند، علم را با آن معيارها مى سنجند و علم را هم رتبهاين امور قرار مى دهند كه موردقبول همه انسانهاى مومن است)
بعد مى فرمايند: شما همان گونه كه به دنبال تحصيل حسنات و رسيدن به مراتب معنوى دنيوى و اخروى در سآيه تسبيح، صدقه و جهاد در راه خدا هستيد همين مراتب را با تحصيل علم مى توانيد كسب كنيد.
(گويى امام عليه السلاماين سخن را به صورت خطبهاى در جمع قابل ملاحظهاىايراد فرموده باشند كه تفكرات وانديشههاى مختلف در آن جمع حضور دارند، بنابراين در مقام سنجش علم با امورى است كه انسان فطرتا براى آنها اعتبار و اهميت قائل است؛ مثلا انسان به گونه ذاتى از تنهايى و وحشت آن گريزان است، از شرايطى كه براى انسان حزن واندوه به وجود مىآورد فرارى است، از روبه رو شدن با دشمن، با دست خالى وحشت دارد)، لذا مى فرمايند:
و هو انيس فى الوحشة، و صاحب فى الوحدة، و سلاح على الاعداء
(امالى صدوق، ص 615، بحارالانوار، ج 1، ص 166، حديث 7).
ابزار و وسيله رويارويى با همهاين مشكلات، علم است. اگر از همّ و غمّ، حزن واندوه فرار مىكنى، بهترين مَفَرّ تو دانشاندوزى و علم است. اگر از تنهايى و غربت مىترسى، بهترين وسيله نجات از غربت، علم است . اگر از رويارو شدن با دشمن با دست خالى ترسانى ؛ بهترين سلاح علم و دانش است.
اين هم يك راه تشويق انسانها به علم و آموختن آن است؛ يعنى امام به همه زواياى درونى و فطرت انسان اشراف دارد و همه را براى تشويق و ترغيب او به علم و فراگيرى آن تحريك مىكند.
بعد مى فرمايند: "و زين الاخلّاء" علم موجب زينت در بين دوستان است.
نه تنها علم براى خود انسان ارزش دارد، بلكه موجب زينت در بين دوستان است .
افرادى هستند كه براى رسيدن به ساحل هدايت و مقامات شخصى خيلى اهتمام ندارند؛ بلكه اگر چيزى؛ اعتبار اجتماعى براى آنها درست كند، براي آن تلاش مىكنند؛ بنابراين امام عليه السلام براىاينگونه تفكرات وانديشهها نيز بدين گونه ترغيب و تشويق مىكنند:
يرفع اللّه به اقواما يجعلهم فى الخير ائمة يُقتدى به، تُرمَقُ اعمالهم، و تقتبس آثارهم، ترغب الملائكة فى خلّتهم (امالى صدوق، ص 615، بحارالانوار، ج 1، ص 166، حديث 7).
كسانى دوست دارند كه هميشه در اجتماع، جايگاه پيشوايى، بزرگى و امامت جماعت را عهده دار باشند؛ اميرالمومنين عليه السلام مىفرمايند: اگر مى خواهيد به آن مرتبه برسيد، راه رسيدن به آن، داشتن علم و دانش است. اگر مى خواهيد درآاينده اعمال شما سرمشق ديگران قرار بگيرد و شما الگو و سمبل امّت زمان خود وآيندگان شويد، بايد علم و دانش بياموزيد. اگر مىخواهيد آثار شما براى هميشه ماندگار باشد بايد به اندوختن علم و دانش اهتمام ورزيد.
امام عليه السلام در ادامه مى فرمايند: كسانى هم هستند كه به وراىاين امور مىانديشدند، به جاهايى كه از نظر معنوى، بلندمرتبه است، به پرواز با ملائكه و سير با نيروهاى غيب الهى فكر مى كنند. حضرت مى فرمايند: اگر كسى علم و دانش بيندوزد، ملائكه به دوستى با او رغبت مى كنند.
يمسَحُونَهم باَجنِحَتِهم فى صلاتهم لانَّ العلم حياةُ القلوب، و نورُ الابصار من العمى، و قوةُ الابدان من الضَّعف (امالى صدوق، ص 615، بحارالانوار، ج 1، ص 166، حديث 7).
ملائكه در نماز انسانهايى كه در مسير يادگيرى و دانش هستند با آنها اُنس مىگيرند و آنها را نوازش مىكنند.اين نيز حقيقت ديگرى است كه حضرت در تشويق علم بيان مىفرمايند. و بعد به آثار و ثمرات مترتب بر علم، اشاره مىفرمايند: زنده بودن دل انسانها در سآيه علم و دانش است . علم است كه باعث روشنايى ديدگان انسانها است .
مثال معروفى در بين مردم رايج است كه مى گويند: انسان بى سواد كور است ؛ كه به يقين برگرفته از معارف دين است و در همين جا نيز بدان اشاره شده است كه ؛ علم و دانش نور چشمان است ؛ "و قوة الابدان" شايد اشاره به علم پزشكى است كه در سآيه آن، انسان مى تواند ضعف و فتور جسمانى را ترميم و جبران كند.
و يُنزِلُ اللّه حاملَهُ منازلَ الاَبرار، و يَمنَحُهُ مُجالسة الاخيار فى الدنيا و الاخرة . بالعلم يُطاع اللّه و يُعبد، و بالعلم يُعرَف اللّه و يُوحِّد، و بالعلم توصل الارحام، و به يعرف الحلال و الحرام، و العلم امام العقل و العقل تابعه، يلهمه اللّه السعداء و يُحرّمه الاشقياء(امالى صدوق، ص 615، بحارالانوار، ج 1، ص 166، حديث 7).
خداوند؛ كسى را كه حامل علم است در جايگاه ابرار قرار مى دهد و او را توفيق همنشينى با خوبان دنيا و آخرت عنايت مىفرمايد. در سآيه علم، خدا اطاعت مى شود و به وسيله علم، خدا شناخته مى شود و اصلا توحيد واقعى به وسيله علم، ممكن مىشود. حتى امور عبادى و مسائل خانوادگى ؛ مثل صله ارحام، در سآيه علم تحقق پيدا مىكند. پشتوانه عقل وانديشه انسان، علم و دانش است .
پژوهش "محرم در انديشه رهبران و متفكران بزرگ اسلامي" انجام پذيرفت
پژوهش "محرم در انديشه رهبران و متفكران بزرگ اسلامي" انجام پذيرفت
به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم، پژوهشي با موضوع "محرم در انديشه رهبران و متفكران بزرگ انقلاب اسلامي" توسط واحد پژوهش ادارهكل پژوهش و آموزش سيما انجام شد.
اين پژوهش در فصل اول به شناخت حادثه عاشورا، جوهر حادثه عاشورا و در فصل دوم به اهميت مجالس عزاداري اباعبدالله(ع) و بايدها و نبايدهاي آن ميپردازد.
بخش سوم درباره آثار و بركات عاشورا و مجالس عزاداري و بخش چهارم نيز به درسها و عبرتهاي عاشورا و در فصل پنجم به مخاطبان پيام عاشورا پرداخته شده است.
در قسمت دوم اين پژوهش نيز در كل به شاخصها و مستندات بايدها و نبايدهاي برنامهسازي محرم در رسانه ملي از ديدگاه مقام معظم رهبري مد ظله العالي اختصاص يافته است.
با پايان مهلت ثبت نام؛
با پايان مهلت ثبت نام؛
هيئت داوران سومين مسابقه وبلاگنويسي "بوي سيب" مشخص شدند
با پايان مهلت ثبت نام در سومين مسابقه وبلاگنويسي "بوي سيب"، هيئت داوران اين دوره مسابقه مشخص، و اسامي آنها روي پايگاه اطلاعرساني راديو معارف منتشر شد.
دبيرخانه سومين مسابقه وبلاگنويسي "بوي سيب" بالغ بر 428 اثر در سه روز پاياني مسابقه دريافت كرد، اما به دليل اختلال در سرعت اينترنت در برخي مناطق، مسئولان برگزاري اين مسابقه از كساني كه آثار خود را پيش از پايان مهلت به دبيرخانه ارسال كردند، خواست تا با مراجعه به سيستم ثبت نام اينترنتي از آخرين وضعيت اثر خود مطلع شوند و فرآيند داوري را پيگيري كنند.
سومين مسابقه وبلاگنويسي "بوي سيب" از اول محرمالحرام تا اربعين حسيني برگزار شد و بعد از گذشت اين زمان بالغ بر 2000 اثر به دبيرخانه ارسال شد، داوري آثار ارسالي از چندي پيش آغاز شده است و اين روند تا دهه اول اسفندماه سال جاري ادامه دارد.
هيئت داوران در بخش "وبلاگنويسي" سومين مسابقه بوي سيب عبارت از مريم سقلاطوني، مجتبي تونهاي، محمدحسن باجلان، سيدحيدر مرتضوي و علي اللهياري است؛ همچنين مسعود كاوياني و محمدحسن جلالي از داوران بخش "پادكست" و "بلوتوث صوتي" هستند و داوران بخش "تصوير زمينه" نيز وحيد احمدي تركماني گرافيست و فعال فضاي مجازي است، كه وي حائز رتبه برتر در بخش گرافيك اولين دوره مسابقه وبلاگنويسي بوي سيب در سال 86 شده بود؛ همچنين محمدجواد قاروبي نيز در اين بخش به قضاوت ميپردازد.
سيدشهابالدين واجدي و مجيد عزيزي نيز از داوران بخش "عكاسي" سومين مسابقه بوي سيب هستند؛ مراسم اختتاميه سومين مسابقه وبلاگنويسي "بوي سيب" در هفته اول اسفندماه سال جاري در قم برگزار و به صورت مستقيم و آنلاين از راديو معارف و سايت آن پخش ميشود.
امام صادق(ع) فرمودند:
اَفضَلُ العِبادةُ اِدمانُ التَّفکُّرفي اللهِ و في قُدرَتهِ
برترين عبادت مداومت نمودن بر تفکر درباره خداوند و قدرت اوست.
(جهادالنفس،ح53)